نرخ یورو
2,600,000
ریال
فیروزه کوبی مشبک کاری ساخت زیورآلات سنتی
گردن آویز و زنجیر برنجی فیروزه کوب طرح شیردخت
موجود در انبار 17
| قیمت (یورو) | 40 |
|---|---|
| قیمت (ریال) | 104٬000٬000 |
| هزینه ارسال (ریال) | 2٬600٬000 |
| هزینه بسته بندی (ریال) | |
|---|---|
| 5٬200٬000 |
ویژگی
| وزن | 800 گرم |
|---|---|
| وزن بدون بسته بندی | 8.13 |
| طول | 21 |
| عرض | 4 |
درباره محصول
گردنبند مهر
فیروزهکوبی از هنرهای ارزشمند و شناختهشده ایران است که در آن قطعات فیروزه با ظرافت در کنار یکدیگر بر سطح فلز قرار میگیرند و ترکیبی چشمنواز از رنگ و بافت پدید میآورند. در این اثر، فیروزه در کنار فلز برنج و ظرافت مشبککاری، جلوهای اصیل و هنری ایجاد کرده و رنگ آبی فیروزهای در کنار زمینه برنجی، زیبایی و هویت ایرانی اثر را برجستهتر ساخته است.
این گردنآویز با طراحی شیردخت به همراه زنجیر برنجی، با استفاده از تکنیک مشبک و سنگ فیروزه ساخته شده است. فرم ظریف و جزئیات مشبک گردنآویز در کنار قطعات فیروزه، ترکیبی متوازن و چشمگیر ایجاد کرده و آن را به اکسسوریای مناسب برای استفاده در استایلهای رسمی و روزمره تبدیل کرده است.
این اثر بهصورت دستساز و با بهرهگیری از مهارت هنرمند در اجرای مشبککاری و فیروزهکوبی ساخته شده است. این گردنآویز علاوه بر استفاده شخصی، میتواند بهعنوان یک اکسسوری هنری و هدیهای ارزشمند برای علاقهمندان به صنایع دستی و زیورآلات با هویت ایرانی انتخاب شود.
ویژگی های اصلی :
- جنس: فلز برنج مرغوب و سنگ فیروزه
- سبک هنری: فیروزهکوبی و مشبککاری
- طرح: شیردخت
- نوع: گردنآویز و زنجیر
- ابعاد: ۲۱ × ۴ سانتیمتر
- کاربرد: زیورآلات، پیشکشی ارزشمند
سنگ؛ تکه ای از جان زمین است که در نظر فراعنه ی مصر و امپراطورهای آتن و پادشاهان ایران باستان گرفته تا هنرمندان بعد از اسلام، زیبنده ی اهرام و کاخ های مجلل اختصاصی یا مساجد همگانی بوده است و هنرمندان هر دوره با آیین ویژه ی خود، حاجت بزرگان را لبیک می گفتند و جان زمین را در خانه ها و کاخ ها یا گوشه کنار شهر جاری میکردند.
کشف سنگ های کمیاب تر، جلوه ای جدید به رگ و ریشه ی زمین داد و سنگ ها و گوهرهای قیمتی نه به سبب زیبایی بلکه بخاطر قدرت جادویی نهفته در آنها بها پیدا کردند و طولی نکشید که بر نگین انگشتر انسان ساکن شدند. فیروزه هم سالها تنها در میان ساکنان انگشتر بوده است اما هنرمندان فیروزه کوب در قرن اخیر تکه های کوچک تری از آن را که ناخواسته هنگام استخراج از معدن به وجود می آمدند، با خلاقیت و روشی هنرمندانه بصورت یکپارچه کنار هم چیدمان کرده و با جلا دادن آن اینبار فیروزه به شیوه ای جدید در ظروف و زیورآلات مستقر شد و هنرمند ایرانی باعث شد تا جریان این روح استوار زمین از برازنده ترین معدن جهان در پیکر سنگ هایی روانه شود که با رنگ بی مانندشان، به نام خود، رنگی تازه را برای اهل زمین آفریده بودند؛ فیروزه های فیروزه ای که نام شان از دل واژه ی پیروز برآمده چرا که هرکس آنها را در کنار خود داشته است، کامیاب و موفق می شده است. پس از یافتن سنگهای فیروزه درشهر سوخته، باستان شناسان قدمتی هفت هزار ساله برای آن تخمین زده اند. گرچه سنگ است، اما چون آب بر نظر بیننده روان است و همان اندازه حیات بخش؛ شاید به همین سبب بسیاری معتقد بودند فیروزه؛ نه یک گوهر تزئینی، بلکه همراهی حیاتی است چراکه کم سویی را از چشم، افسردگی را از روان و انرژی تاریک بدخواهان را از صاحب خود دور می کند.
مشبککاری فلز، قصیدهای از نور و سایه است، که در تار و پود تاریخ تنیده شده. ریشههایش در اعماق فرهنگها دوانده، و در هر دورهای، نقشی نو بر خود گرفته. مس و برنج و آلومینیوم، در دستان هنرمند، به سازِ نقش درمیآیند؛ جان میگیرند و با طرحهای خیال، فضا را به رقص وا میدارند. گویی هر برش، نغمهای است که در سکوت فلز جاری میشود. در تاریخ کهن ایران، اولین نشانههایش چون نجومی در دل شب درخشید. در دوران ساسانی، جرقههایی از این هنر نمایان شد و کمکم، این شعله در قلب هنر اسلامی زبانه کشید. مساجد و بناهای مذهبی، با مشبککاری، جلوهای آسمانی یافتند. پنجرهها، چون چشمانی رو به نور، رقص سایه را به تماشا نشستند و سکوت فضا را به نجوا کشاندند. این هنر، نه فقط ابزاری برای تزئین، بلکه روحی بود که در کالبد معماری دمیده شد. در گذر زمان، مشبککاری فلز، تکامل یافت و در جواهرسازی، طراحی داخلی و آثار تزئینی، حیاتی نو یافت. امروزه، این هنر، پلی است میان سنت و مدرنیته، و در هر اثر، داستانی از گذشته را در آینده نجوا میکند. گویی هر قطعه فلز، شعری است که در رقص نور و سایه، جاودانه میشود.
قدمت هنر ساخت زیورآلات به اندازه ای دور و دراز است که هیچکس درست نمی¬داند چه شد که انسان تصمیم گرفت زیورآلاتی مانند گردنبند را بر گردن خود انداخته و همه جا همراه خود داشته باشد، ولی واضح و پیداست که از ابتدای آفرینش آن تا کنون، این اثر اسرارآمیز فقط وسیله ای برای نمایش زیبایی و تجمل نبوده است، در برهه¬ای از تاریخ مهر و اعتبار افراد به شمار می رفته و نقش گردنبند خود را بر نامه و قراردادها حک می کردند و همین باعث شده است تا پس از مدتی زیورآلات نماد و جلوه ای از هویت افراد باشد، تا حدی که در آن زمان ها اگر صورت افراد را نمی شناختند، نقش انگشتر یا مهر آویخته در گلوبندشان را می دانستند و از این طریق هویت افراد را شناسایی می کردند. فرقی نمی کند گهواره تولد این هنر مصر بوده یا ایران، ولی می توان به جرئت گفت که فرهنگ ایرانی-اسلامی برای اجرای سنتی این هنر بال پرواز بوده است، چرا که بعد از اسلام به دلیل وجود روایاتی در باب استحباب به همراه داشتن سنگ های مختلف، استفاده از زیورآلات نگین نشان، دیگر مخصوص تجار و فرماندهان و پادشاهان نبود و به رسم و رسومی آیینی تبدیل و بین همه مردم فراگیر شد. این فراگیری باعث شد تا انسان ایرانی با همان ذوق هنری همیشگی و جاری خود که گاهی در میان کاشی و ساختمان سر ریز می شد و گاهی سفره و خانه مردم را لبریز می کرد این بار به سراغ هنرنمایی بر صورت و پیکر زیورآلات برود تا با استفاده از روش های مختلف ریخته گری و طرح های خیره کننده، نگاه مردم دنیا را به خود جذب کند. پس در ابتدا رخ افسون¬گر نگین سنگی را از دل خاک و گل اطراف آن بیرون کشیدند و آن چنان صاف و شفاف آن را نمایان کردند که انگار تاریکیِ شب های معدن را به خود ندیده بوده است. بعد از آن روش های مختلف ریخته گری در آزمون و خطاهای مختلفی کشف و ارائه شد تا بتوانند پیکر زیورآلات را برای نگین آن استوار کنند، حالا اینجا بود که هنرمندان ریخته گر و قلمزن با تلفیقی بی نظیر، دست در گره نقوش مختلف بردند و آن را با قلم و چکش بر تن ریخته گری شده ی زیورآلات روایت کردند؛ روایتی چشم نواز و ظریف که همچون لباسی اشرافی، پیکر زیورآلات را مزین می کرد.