نرخ یورو 2,100,000 ریال

فیروزه کوبی ساخت زیورآلات سنتی

دستبند مسی فیروزه کوب زنجیری طرح اناری

موجود در انبار 10

قیمت (یورو) 10
قیمت (ریال) 21,000,000
هزینه ارسال (ریال) 2,100,000
هزینه بسته بندی (ریال)
4,200,000

ویژگی

وزن 300 گرم
وزن بدون بسته بندی 10/45
طول 22
عرض 2

درباره محصول

دستبند هِنار فیروزه‌کوبی از درخشان‌ترین شاخه‌های هنر فلزکاری ایران به شمار می‌آید؛ هنری که در آن خرده‌های سنگ فیروزه با دقت و ریزکاری بسیار بر سطح فلز نشانده می‌شوند تا همنشینی دلنشینی از رنگ و بافت پدید آید. در این هنر، آبی آرام‌بخش فیروزه در کنار درخشش گرم مس می‌نشیند و یادآور پیوند دیرینه‌ی آسمان و خاک در فرهنگ ایرانی می‌شود. هر قطعه فیروزه با دست و با دقتی بالا در جای خود نشانده می‌شود و همین ریزکاری‌هاست که هر اثر را یگانه و سرشار از روح هنر ایرانی می‌کند. در این دستبند زنجیری، فلز مس با بهره‌گیری از آرایه‌های فیروزه‌کوبی و نگاره‌ی انار آراسته شده است. طرح انار که در فرهنگ و هنر ایرانی جایگاهی ویژه دارد، از دیرباز نماد شادی به شمار می‌رفته و حضور آن در زیورآلات ایرانی، یادآور باغ‌های سرسبز و فرهنگ کهن این سرزمین است. در این اثر، همنشینی رنگ سرخ‌گون مس با آبی درخشان فیروزه، زیبایی چشم‌نوازی پدید آورده و طرح اناری در میان این رنگ‌ها به‌خوبی خودنمایی می‌کند. ساخت زنجیری دستبند نیز در کنار پرداخت نرم و براق فلز، به‌گونه‌ای طراحی شده که به‌خوبی بر مچ دست می‌نشیند. این دستبند نه‌تنها یک زیور ساده، بلکه نشانی از هنر و فرهنگ ایرانی است. بهره‌گیری از نگاره‌ای نمادین در کنار هنر فیروزه‌کوبی، آن را به گزینه‌ای دلنشین برای بانوانی تبدیل کرده که به زیورآلات هنری و هویت‌دار علاقه دارند. سبکی دلپذیر، طراحی چشم‌نواز و ریزکاری‌های دقیق، این اثر را برای استفاده روزمره یا در کنار پوشش‌های رسمی مناسب ساخته است. همچنین می‌تواند هدیه‌ای ماندگار و ریشه‌دار برای دوستداران هنر ایرانی باشد؛ هدیه‌ای که در کنار زیبایی، روایتگر بخشی از فرهنگ و هنر این سرزمین نیز هست. مشخصات کلیدی: - جنس:فلز مس مرغوب و سنگ فیروزه - تکنیک هنری: فیروزه‌کوبی - طرح: اناری زنجیری - ابعاد: ۲۲×۲ سانتی‌متر - کاربری: زیورآلات هنری، جهت آفرینش استایل شخصی
سنگ؛ تکه ای از جان زمین است که در نظر فراعنه ی مصر و امپراطورهای آتن و پادشاهان ایران باستان گرفته تا هنرمندان بعد از اسلام، زیبنده ی اهرام و کاخ های مجلل اختصاصی یا مساجد همگانی بوده است و هنرمندان هر دوره با آیین ویژه ی خود، حاجت بزرگان را لبیک می گفتند و جان زمین را در خانه ها و کاخ ها یا گوشه کنار شهر جاری می‌کردند. کشف سنگ های کمیاب تر، جلوه ای جدید به رگ و ریشه ی زمین داد و سنگ ها و گوهرهای قیمتی نه به سبب زیبایی بلکه بخاطر قدرت جادویی نهفته در آنها بها پیدا کردند و طولی نکشید که بر نگین انگشتر انسان ساکن شدند. فیروزه هم سالها تنها در میان ساکنان انگشتر بوده است اما هنرمندان فیروزه کوب در قرن اخیر تکه های کوچک تری از آن را که ناخواسته هنگام استخراج از معدن به وجود می آمدند، با خلاقیت و روشی هنرمندانه بصورت یکپارچه کنار هم چیدمان کرده و با جلا دادن آن اینبار فیروزه به شیوه ای جدید در ظروف و زیورآلات مستقر شد و هنرمند ایرانی باعث شد تا جریان این روح استوار زمین از برازنده ترین معدن جهان در پیکر سنگ هایی روانه شود که با رنگ بی مانندشان، به نام خود، رنگی تازه را برای اهل زمین آفریده بودند؛ فیروزه های فیروزه ای که نام شان از دل واژه ی پیروز برآمده چرا که هرکس آنها را در کنار خود داشته است، کامیاب و موفق می شده است. پس از یافتن سنگهای فیروزه درشهر سوخته، باستان شناسان قدمتی هفت هزار ساله برای آن تخمین زده اند. گرچه سنگ است، اما چون آب بر نظر بیننده روان است و همان اندازه حیات بخش؛ شاید به همین سبب بسیاری معتقد بودند فیروزه؛ نه یک گوهر تزئینی، بلکه همراهی حیاتی است چراکه کم سویی را از چشم، افسردگی را از روان و انرژی تاریک بدخواهان را از صاحب خود دور می کند.
قدمت هنر ساخت زیورآلات به اندازه ای دور و دراز است که هیچکس درست نمی¬داند چه شد که انسان تصمیم گرفت زیورآلاتی مانند گردنبند را بر گردن خود انداخته و همه جا همراه خود داشته باشد، ولی واضح و پیداست که از ابتدای آفرینش آن تا کنون، این اثر اسرارآمیز فقط وسیله ای برای نمایش زیبایی و تجمل نبوده است، در برهه¬ای از تاریخ مهر و اعتبار افراد به شمار می رفته و نقش گردنبند خود را بر نامه و قراردادها حک می کردند و همین باعث شده است تا پس از مدتی زیورآلات نماد و جلوه ای از هویت افراد باشد، تا حدی که در آن زمان ها اگر صورت افراد را نمی شناختند، نقش انگشتر یا مهر آویخته در گلوبندشان را می دانستند و از این طریق هویت افراد را شناسایی می کردند. فرقی نمی کند گهواره تولد این هنر مصر بوده یا ایران، ولی می توان به جرئت گفت که فرهنگ ایرانی-اسلامی برای اجرای سنتی این هنر بال پرواز بوده است، چرا که بعد از اسلام به دلیل وجود روایاتی در باب استحباب به همراه داشتن سنگ های مختلف، استفاده از زیورآلات نگین نشان، دیگر مخصوص تجار و فرماندهان و پادشاهان نبود و به رسم و رسومی آیینی تبدیل و بین همه مردم فراگیر شد. این فراگیری باعث شد تا انسان ایرانی با همان ذوق هنری همیشگی و جاری خود که گاهی در میان کاشی و ساختمان سر ریز می شد و گاهی سفره و خانه مردم را لبریز می کرد این بار به سراغ هنرنمایی بر صورت و پیکر زیورآلات برود تا با استفاده از روش های مختلف ریخته گری و طرح های خیره کننده، نگاه مردم دنیا را به خود جذب کند. پس در ابتدا رخ افسون¬گر نگین سنگی را از دل خاک و گل اطراف آن بیرون کشیدند و آن چنان صاف و شفاف آن را نمایان کردند که انگار تاریکیِ شب های معدن را به خود ندیده بوده است. بعد از آن روش های مختلف ریخته گری در آزمون و خطاهای مختلفی کشف و ارائه شد تا بتوانند پیکر زیورآلات را برای نگین آن استوار کنند، حالا اینجا بود که هنرمندان ریخته گر و قلمزن با تلفیقی بی نظیر، دست در گره نقوش مختلف بردند و آن را با قلم و چکش بر تن ریخته گری شده ی زیورآلات روایت کردند؛ روایتی چشم نواز و ظریف که همچون لباسی اشرافی، پیکر زیورآلات را مزین می کرد.