نرخ یورو 1,950,000 ریال

مشبک کاری ساخت زیورآلات سنتی

دستبند برنجی زنانه مشبک و فیروزه

موجود در انبار 29

قیمت (یورو) 35
قیمت (ریال) 68٬250٬000
هزینه ارسال (ریال) 1٬950٬000
هزینه بسته بندی (ریال)
3٬900٬000

ویژگی

وزن 500 گرم
وزن بدون بسته بندی 24.58
طول 5/5
عرض 5
ارتفاع 3

درباره محصول

دستبند همایا این دستبندِ برنجی، جلوه‌ای از ظرافتِ بی‌بدیلِ هنرِ مشبک‌کاری است که در آن، فلزِ استوارِ برنج، همچون حریری نقش‌دار، به دورِ مچِ دست می‌پیچد. در این اثر، نقوشِ اسلیمی با دقت و مهارتِ تمام در دلِ فلز کنده شده‌اند تا بستری مشبک و توری‌مانند پدید آورند؛ بستری که گویی برای درخششِ نگین فیروزه، به‌طورِ اختصاصی بافته شده و ترکیبی از صلابتِ فلز و لطافتِ نقش را به نمایش می‌گذارد. طراحیِ مشبک‌کاریِ این دستبند، که ریشه در اصولِ هندسیِ ایرانی دارد، با ایجادِ فضاهای خالی و پُر، بازیِ نور و سایه‌ای چشم‌نواز روی پوست ایجاد می‌کند. در میانِ این پیوندِ طلایی‌فامِ نقوش، سنگ‌ فیروزه، همچون قطره‌ای آبیِ زلال در دلِ کویر، جای گرفته‌ است تا با رنگِ فیروزه‌ایِ عمیقِ خود، کنتراستی گیرا و اصیل ایجاد کنند. این هم‌نشینیِ رنگِ گرمِ برنج با آبیِ آرام‌بخشِ فیروزه، تعادلی بصری ایجاد کرده که نه تنها شکوهِ ظاهریِ آن را افزون می‌کند، بلکه حسی از اصالت را به همراه دارد. این دستبند، اکسسوری‌ای است که، با اصالتِ هنریِ خود، استایلِ بانوی امروز را به زیباییِ تمام تکمیل می‌کند. چه آن را برای استفاده‌ی روزمره در کنارِ پوششی مینیمال انتخاب کنید و چه برای درخشش در مهمانی‌های خاص، این اثر همواره مورد توجه خواهد بود. اگر در جست‌وجوی پیشکشی ارزشمند و هنرمندانه برای بانویی هستید که به هنرِ دستِ ایرانی عشق می‌ورزد، این دستبندِ، پیشکشی است که ماندگاریِ ذوق و سلیقه‌ی شما را در خاطرِ او حک خواهد کرد. ویژگی‌های اصلی: - جنس : فلز برنج مرغوب و سنگ فیروزه - سبک هنری: مشبک‌کاری - طرح: نقوش اسلیمی - ابعاد: ۵.۵×۵×۳ سانتی‌متر - کاربرد: دستبند زنانه، اکسسوری ارزشمند مناسب برای استفاده شخصی و پیشکش هنری
مشبک‌کاری فلز، قصیده‌ای از نور و سایه است، که در تار و پود تاریخ تنیده شده. ریشه‌هایش در اعماق فرهنگ‌ها دوانده، و در هر دوره‌ای، نقشی نو بر خود گرفته. مس و برنج و آلومینیوم، در دستان هنرمند، به سازِ نقش درمی‌آیند؛ جان می‌گیرند و با طرح‌های خیال، فضا را به رقص وا می‌دارند. گویی هر برش، نغمه‌ای است که در سکوت فلز جاری می‌شود. در تاریخ کهن ایران، اولین نشانه‌هایش چون نجومی در دل شب درخشید. در دوران ساسانی، جرقه‌هایی از این هنر نمایان شد و کم‌کم، این شعله در قلب هنر اسلامی زبانه کشید. مساجد و بناهای مذهبی، با مشبک‌کاری، جلوه‌ای آسمانی یافتند. پنجره‌ها، چون چشمانی رو به نور، رقص سایه را به تماشا نشستند و سکوت فضا را به نجوا کشاندند. این هنر، نه فقط ابزاری برای تزئین، بلکه روحی بود که در کالبد معماری دمیده شد. در گذر زمان، مشبک‌کاری فلز، تکامل یافت و در جواهرسازی، طراحی داخلی و آثار تزئینی، حیاتی نو یافت. امروزه، این هنر، پلی است میان سنت و مدرنیته، و در هر اثر، داستانی از گذشته را در آینده نجوا می‌کند. گویی هر قطعه فلز، شعری است که در رقص نور و سایه، جاودانه می‌شود.
قدمت هنر ساخت زیورآلات به اندازه ای دور و دراز است که هیچکس درست نمی¬داند چه شد که انسان تصمیم گرفت زیورآلاتی مانند گردنبند را بر گردن خود انداخته و همه جا همراه خود داشته باشد، ولی واضح و پیداست که از ابتدای آفرینش آن تا کنون، این اثر اسرارآمیز فقط وسیله ای برای نمایش زیبایی و تجمل نبوده است، در برهه¬ای از تاریخ مهر و اعتبار افراد به شمار می رفته و نقش گردنبند خود را بر نامه و قراردادها حک می کردند و همین باعث شده است تا پس از مدتی زیورآلات نماد و جلوه ای از هویت افراد باشد، تا حدی که در آن زمان ها اگر صورت افراد را نمی شناختند، نقش انگشتر یا مهر آویخته در گلوبندشان را می دانستند و از این طریق هویت افراد را شناسایی می کردند. فرقی نمی کند گهواره تولد این هنر مصر بوده یا ایران، ولی می توان به جرئت گفت که فرهنگ ایرانی-اسلامی برای اجرای سنتی این هنر بال پرواز بوده است، چرا که بعد از اسلام به دلیل وجود روایاتی در باب استحباب به همراه داشتن سنگ های مختلف، استفاده از زیورآلات نگین نشان، دیگر مخصوص تجار و فرماندهان و پادشاهان نبود و به رسم و رسومی آیینی تبدیل و بین همه مردم فراگیر شد. این فراگیری باعث شد تا انسان ایرانی با همان ذوق هنری همیشگی و جاری خود که گاهی در میان کاشی و ساختمان سر ریز می شد و گاهی سفره و خانه مردم را لبریز می کرد این بار به سراغ هنرنمایی بر صورت و پیکر زیورآلات برود تا با استفاده از روش های مختلف ریخته گری و طرح های خیره کننده، نگاه مردم دنیا را به خود جذب کند. پس در ابتدا رخ افسون¬گر نگین سنگی را از دل خاک و گل اطراف آن بیرون کشیدند و آن چنان صاف و شفاف آن را نمایان کردند که انگار تاریکیِ شب های معدن را به خود ندیده بوده است. بعد از آن روش های مختلف ریخته گری در آزمون و خطاهای مختلفی کشف و ارائه شد تا بتوانند پیکر زیورآلات را برای نگین آن استوار کنند، حالا اینجا بود که هنرمندان ریخته گر و قلمزن با تلفیقی بی نظیر، دست در گره نقوش مختلف بردند و آن را با قلم و چکش بر تن ریخته گری شده ی زیورآلات روایت کردند؛ روایتی چشم نواز و ظریف که همچون لباسی اشرافی، پیکر زیورآلات را مزین می کرد.