نرخ یورو 1,950,000 ریال

فیروزه کوبی قلمزنی مشبک کاری

گردن آویز و زنجیر برنجی فیروزه کوب طرح پانیا

موجود در انبار 20

قیمت (یورو) 20
قیمت (ریال) 39٬000٬000
هزینه ارسال (ریال) 1٬950٬000
هزینه بسته بندی (ریال)
3٬900٬000

ویژگی

وزن 500 گرم
وزن بدون بسته بندی 10/73
طول 27
عرض 5

درباره محصول

آویز پانیا فیروزه‌کوبی از هنرهای چشم‌نواز و ارزشمند ایرانی است؛ هنری که در آن خرده‌سنگ‌های فیروزه با دقت و ظرافت بر بستر فلز نشانده می‌شوند و در کنار یکدیگر سطحی درخشان و روح‌نواز پدید می‌آورند. رنگ آبی فیروزه که یادآور آسمان پاک و آرامش‌بخش کویر ایران است، در پیوند با فلز، جلوه‌ای ماندگار و دلنشین می‌آفریند. گردن‌آویز برنجی فیروزه‌کوب طرح «پانیا» با الهام از نگاره‌های سنتی ایرانی ساخته شده است. در مرکز این اثر، طرح ترنج اسلیمی بالدار با ظرافت شکل گرفته و با هنر فیروزه‌کوبی آراسته شده است. خرده‌سنگ‌های فیروزه با دقت در کنار یکدیگر نشانده شده‌اند تا زمینه‌ای درخشان و هماهنگ پدید آورند و جلوه نگاره‌ها را دوچندان کنند. در ساخت این گردن‌آویز، از هنر قلمزنی و مشبک‌کاری نیز بهره گرفته شده است. خطوط قلمزنی‌شده و بخش‌های مشبک، به طرح عمق و ظرافت بیشتری بخشیده‌اند و هماهنگی زیبایی میان نقش فلزی و سنگ‌های فیروزه ایجاد کرده‌اند. بدنه برنجی اثر نیز با رنگ گرم و درخشان خود، زمینه‌ای دلنشین برای جلوه فیروزه‌ها فراهم آورده است. این گردن‌آویز با اندازه‌ای مناسب، می‌تواند جلوه‌ای چشم‌نواز در پوشش روزانه یا در کنار زیورهای سنتی ایجاد کند. ترکیب فیروزه‌کوبی، قلمزنی و طرح‌های اصیل ایرانی، آن را به زیوری هنری و ماندگار تبدیل کرده است؛ اثری که می‌تواند پیشکشی ارزشمند برای دوستداران هنرهای دستی ایران نیز باشد. مشخصات کلیدی: - جنس: فلز برنج مرغوب با سنگ فیروزه - تکنیک هنری: فیروزه‌کوبی، قلمزنی و مشبک‌کاری - طرح: ترنج اسلیمی بالدار (پانیا) - گردن آویز و زنجیر - ابعاد: ۵ × ۵ سانتی‌متر - کاربری: زیور و پیشکش هنری
سنگ؛ تکه ای از جان زمین است که در نظر فراعنه ی مصر و امپراطورهای آتن و پادشاهان ایران باستان گرفته تا هنرمندان بعد از اسلام، زیبنده ی اهرام و کاخ های مجلل اختصاصی یا مساجد همگانی بوده است و هنرمندان هر دوره با آیین ویژه ی خود، حاجت بزرگان را لبیک می گفتند و جان زمین را در خانه ها و کاخ ها یا گوشه کنار شهر جاری می‌کردند. کشف سنگ های کمیاب تر، جلوه ای جدید به رگ و ریشه ی زمین داد و سنگ ها و گوهرهای قیمتی نه به سبب زیبایی بلکه بخاطر قدرت جادویی نهفته در آنها بها پیدا کردند و طولی نکشید که بر نگین انگشتر انسان ساکن شدند. فیروزه هم سالها تنها در میان ساکنان انگشتر بوده است اما هنرمندان فیروزه کوب در قرن اخیر تکه های کوچک تری از آن را که ناخواسته هنگام استخراج از معدن به وجود می آمدند، با خلاقیت و روشی هنرمندانه بصورت یکپارچه کنار هم چیدمان کرده و با جلا دادن آن اینبار فیروزه به شیوه ای جدید در ظروف و زیورآلات مستقر شد و هنرمند ایرانی باعث شد تا جریان این روح استوار زمین از برازنده ترین معدن جهان در پیکر سنگ هایی روانه شود که با رنگ بی مانندشان، به نام خود، رنگی تازه را برای اهل زمین آفریده بودند؛ فیروزه های فیروزه ای که نام شان از دل واژه ی پیروز برآمده چرا که هرکس آنها را در کنار خود داشته است، کامیاب و موفق می شده است. پس از یافتن سنگهای فیروزه درشهر سوخته، باستان شناسان قدمتی هفت هزار ساله برای آن تخمین زده اند. گرچه سنگ است، اما چون آب بر نظر بیننده روان است و همان اندازه حیات بخش؛ شاید به همین سبب بسیاری معتقد بودند فیروزه؛ نه یک گوهر تزئینی، بلکه همراهی حیاتی است چراکه کم سویی را از چشم، افسردگی را از روان و انرژی تاریک بدخواهان را از صاحب خود دور می کند.
در طول تاریخ، بشر از فلزات مختلفی برای کاربردهای متنوعی بهره برده است؛ فلز برنج نیز از فلزات محبوب و کاربردی نزد بشر بوده است. اشیاء به جا مانده از دوران هخامنشی، اشکانی و ساسانی، گواهی بر رواج استفاده از فلزات معدنی در ایران باستان است. همین ترویچ گسترده ی فلزات بین مردم باعث شد تا فلزات سخت توسط دستان هنرمندان ایرانی آب دیده شده و از آن برای ساخت اشیا فلزی که بر زیبایی محیط می افزود استفاده شود. معمولا این اشیای فلزی نمادی از یک مفهوم و یا نشانگر علایق هنرمند سازنده ی آن بوده است. کم کم بعد از رواج استفاده از این لوازم فلزی، مردم تمایل پیدا کردند تا ملزومات متمایز تری از دیگران داشته باشند تا از آن برای نمایش شأن و رتبه ی اجتماعی خود استفاده کنند، در این هنگام هنرمندان دست به کار شدند و با ابداع هنرقلمزنی که از باستان تا کنون سبک‌ها و روش‌های مختلفی را به خود دیده و مزین کردن ظروف و لوازم فلزی به نقش و نگارهای حکاکی شده که با استفاده از قلم‌های فولادی و چکش ایجاد می‌شدند و حتی در مواجهه با بلایای طبیعی نیز از بین نمی‌رفتند روحی تازه در احجام فلزی دمیدند. هنرمندان نقش‌ و نگارهای مختلفی را برای قلمزنی انتخاب می‌کردند که هر کدام روایتگر داستانی بخصوص در زمان خود است.
مشبک‌کاری فلز، قصیده‌ای از نور و سایه است، که در تار و پود تاریخ تنیده شده. ریشه‌هایش در اعماق فرهنگ‌ها دوانده، و در هر دوره‌ای، نقشی نو بر خود گرفته. مس و برنج و آلومینیوم، در دستان هنرمند، به سازِ نقش درمی‌آیند؛ جان می‌گیرند و با طرح‌های خیال، فضا را به رقص وا می‌دارند. گویی هر برش، نغمه‌ای است که در سکوت فلز جاری می‌شود. در تاریخ کهن ایران، اولین نشانه‌هایش چون نجومی در دل شب درخشید. در دوران ساسانی، جرقه‌هایی از این هنر نمایان شد و کم‌کم، این شعله در قلب هنر اسلامی زبانه کشید. مساجد و بناهای مذهبی، با مشبک‌کاری، جلوه‌ای آسمانی یافتند. پنجره‌ها، چون چشمانی رو به نور، رقص سایه را به تماشا نشستند و سکوت فضا را به نجوا کشاندند. این هنر، نه فقط ابزاری برای تزئین، بلکه روحی بود که در کالبد معماری دمیده شد. در گذر زمان، مشبک‌کاری فلز، تکامل یافت و در جواهرسازی، طراحی داخلی و آثار تزئینی، حیاتی نو یافت. امروزه، این هنر، پلی است میان سنت و مدرنیته، و در هر اثر، داستانی از گذشته را در آینده نجوا می‌کند. گویی هر قطعه فلز، شعری است که در رقص نور و سایه، جاودانه می‌شود.